"تــــــــــــــو" خـــودِ عشقـــــــــــــــــی..

 

میان ماندن و نماندن

 

فاصله تنها یک حرف ساده بود

 

از قول من

 

به باران بی امان بگو :

 

دل اگر دل باشد ،

 

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد..

 

 

 

 

 


 

نمیشه که تو باشی من و من عاشقت نباشیم


فاصله را معنا کن با کتابی که زبانش آمدن است …


دست بر دیوار سیمانی بکش لمس قلب من به همین آسانی است …


بیراهه ای که به کوچه ی عشق می رسید اشتباه نبود راه را اشتباه آمده بودم پشیمان نیستم!


راهنما شده ام …. ‌

 

 

 

میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”


وقتی یه سنگو تودریا میندازی


فقط برای چند ثانیه اونو متلاتم میکنه


وبرای همیشه محو میشه


ولی اون سنگ تا ابد ته دل دریا موندگاره


وسعی می کنم مثل دریا باشم


فراموش کنم سن… که به دلم زدن


با اینکه سنگینی شونو برای همیشه روی سینه ام حس می کنم.

 

 

 

 

 

نمی‌دانم چیستی !
 
 
آن‌قدر می‌دانم که
 

هرگاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند
 

و هرگز نتوانستند تو را به من برسانند.
 

چگونه می‌توانم ترجمانی از تو داشته باشم ؟
 

هنگامی که در وهم و خیال هم نمی‌‌گنجی.
 

به هر کجا که می‌رسم، رد پایی از تو باقیست...
 

شاید روی زمین نباشد


اما در دلم هست...

 

[ پنج‌شنبه 01 مرداد 1394 ] [ 13:01 ] [ mordab77 ] [ ارسال نظر(1) ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران